آرشیو برای مارس, 2016

آموزه هایی از رهبران تجاری چین


آموزه هایی از رهبران تجاری چین

مدیران عامل شرکت‌های چینی که اکثرا از طبقه پایین و محروم جامعه هستند بیش از سی سال است در دنیایی که به سرعت در حال تغییر و پیشرفت مي‌باشد‌، نقش اصلی را به عهده دارند. اخیرا 15 تن از مدیران ارشد شرکت‌های چینی در مصاحبه‌اي به نکات فراوان و مفیدی که برای غربی‌ها نیز سودمند است اشاره کرده‌اند. چینی‌ها‌، توانایی خاصی در گسترش طرز فکر و دیدگاه خود دارند و دارای سه دیدگاه هستند.

1. ساختار دوباره: چینی‌ها از واژه‌ای برای تجارت استفاده مي‌کنند که شامل دو کلمه می‌باشد و به معنی «ایجاد معنای جدید» است. طبق نظر مدیرانی که با آنها مصاحبه شد‌، تجارت با دیدن آنچه که هست و مي‌تواند باشد آغاز می‌شود. در آيینه‌، چه تصویری از خودم می‌بینم و چطور ممکن است ‌اين تصویر را به طور متفاوتی ببینم و در مورد چه مسائلی اطلاع ندارم؟ چنین سوال‌هایی به مدیران کمک مي‌کند تا دائما در حال ساخت و تفسیر مجدد آنچه باشند که در اصل و درون مسائل وجود دارد. آنها به بیان احساسات و نقاط قوت خود مي‌پردازند و شیوه‌های تجاری جدیدی را مطرح مي‌کنند‌.
مدیر عامل یک شرکت نساجی مفهوم موفقیت را به نحو دیگری عنوان کرد و رقابت را به همکاری تبدیل کرد. او می‌گوید: «در محیطی که رقابت شدید و بی‌رحمانه‌اي وجود داشت‌، شروع به‌ايجاد روابط و حتی معرفی مشتریان به رقبا کردم. از یک زاویه‌، به نظر مي‌رسد که اين كار شبیه خودکشی شغلی است، اما ‌اين کار فرصت‌های بیشتری به همراه داشت ‌. متوجه شدم که صرف مشهور بودن شرکت در صنعت داخلی منسوجات کافی نیست. ما باید یک نام تجاری بین‌المللی را در منطقه رواج می‌دادیم تا نهایتا نه تنها بازار چین بلکه بازار جهانی را از آن خود می‌کردیم.»

2. سبقت جستن: بزرگ‌ترین رهبران فلسفه تائوئیسم عمیقا به ارتباط بین (یین و یانگ) مثبت و منفی (مفهوم یگانگی متضادها) ‌ايمان دارند. مدیران عامل موفق چینی نیز به تاثیر حضور چرخه یین و یانگ در آينده شرکت‌ها معتقدند. آنها در جست‌وجوی درس عبرت از تاریخ و تجارب دیگران هستند و در ‌اين فکرند اگر تصویر غیرمنتظره‌ای را در‌ آيینه ببینند چه اتفاقی مي‌افتد؟ به اين ترتیب نه در پیروزی احساس خشنودی مي‌کنند و نه در شکست احساس ناامیدی. به مسائلی فراتر از موفقیت و شکست لحظه کنونی فکر مي‌کنند و در نتیجه شخصیت انعطاف‌پذیری دارند و اتفاقات را آن گونه که هست مي‌پذیرند و مقاومتی نمي‌کنند‌.
رییس امور مالی شرکتی در چین به توضیح‌اين مطلب مي‌پردازد که چگونه داشتن طرز تفکر عالی به موفقیت سازمان‌ها کمک مي‌کند. او اغلب در ارتباط با مصیبت و شکست‌ افراد موفق مطالعه مي‌کند‌. با ‌اينکه شرکتش هیچ گونه نشانه‌اي از خطر قریب‌الوقوع را نشان نمي‌دهد، همواره خود را در حال دست و پنجه نرم کردن با بحران تصور مي‌کند و مي‌گوید: «هنگامي ‌که شبکه پیش‌بینی آب‌وهوا اعلام مي‌کند که امروز هوا آفتابی خواهد بود از خودم مي‌پرسم که آيا برای یک توفان سهمگین در ظرف 5 دقیقه دیگر آماده هستم ؟ روزانه 70 درصد از زمانم را صرف برنامه‌ریزی برای‌ آينده مي‌کنم.» او از آنجایی که خود را در موقعیت‌های دشوار تصور مي‌کند ارتباط‌های ضعیف در دنیای تجارت را شناسایی مي‌کند و به پیش‌بینی مشکلات و ارائه راه حل مي‌پردازد.

3. گوش دادن:زمانی که رهبران به دقت به سخنان افراد دیگر گوش مي‌دهند به‌ايجاد اعتماد و احترام متقابل کمک کرده‌، فضایی برای نوآوری به وجود مي‌آورند‌، پیشرفت و تغییر مي‌کنند. بعضی از مدیران‌عامل مي‌پرسند : چه تفاوتی بین آن تصویری که من در‌ آيینه از خود مي‌بینم با آنچه که اطرافیان مشاهده مي‌کنند وجود دارد؟ چنین رهبرانی با پشتکار فراوان به دنبال اختلاف‌ها و‌ ايده‌های اشتباه هستند و از آنها چشم‌پوشی نمي‌کنند.
طی چند دهه گذشته‌، شرایط اجتماعی و فرهنگی در چین جهت سرمایه‌گذاری‌های خصوصی به شدت خصمانه بود‌. سودآوری خلاف مکتب فلسفی و اخلاقی «کانفوشین» بود. مالکان شرکت‌های خصوصی از وجهه خوبی برخوردار نبودند‌. بانک‌ها به دلیل عدم اعتماد به شرکت‌های تجاری خصوصی‌، حاضر به واگذاری وام نبودند. مصرف‌کنندگان به کیفیت محصولات و خدمات ارائه شده از سوی شرکت‌های جدید اعتماد نداشتند به همین علت است که در حال حاضر یکی از مدیران عامل می‌گوید: اگر تنها به حرف سهامداران در شرکت‌ها گوش کنید در زمینه هیچ تجارتی موفق نمي‌شوید‌. رهبران چینی روابط نزديکی را با سهامداران از طریق گوش دادن به مسائل حرفه‌ای و شخصی آنها برقرار کرده‌اند و با گذشت زمان به طور موفقیت آمیزی تعصب فرهنگی غالب را در هم شکستند‌.
«تانگ تایزونگ» (امپراتور سلسله تانگ) یکی از محبوب‌ترین رهبران چین در گفته معروف خود مي‌گوید: «با داشتن ‌ آيینه برنزی‌، فرد متوجه مي‌شود تا چه حد آراسته است‌، با آگاهی از تاریخ‌، متوجه موفقیت و شکست یک ملت مي‌شوید و با حضور مردم به درست یا اشتباه بودن کارتان پی‌می‌برید.»
«تانگ» 14 قرن پیش به اهمیت‌ آينده‌نگری در موفقیت رهبری اشاره کرد که هنوز هم لازمه موفقیت مدیریت به شمار می‌رود. با داشتن روحیه‌اي همچون «تانگ» مي‌توان دوباره سازی و پیشرفت کرد و به چالش‌های اصلاحی جهت به وجود آوردن فرصت‌ها گوش داد و در مواجهه با ‌ آينده‌ای نامعلوم پیشتاز بود.


چاپ و نشر در زمینه محیط زیست؛ مولدان و مخاطبان


چاپ و نشر در زمینه محیط زیست؛ مولدان و مخاطبان

این روزها اهمیت مسایل زیست محیطی بیش از همیشه در جامعه ایران احساس می‌شود. هر چند که هنوز تا جامعه‌ای آگاه به این مسایل و حافظ محیط زیست راه درازی در پیش است. بی‌شک بحرانی شدن آلودگی هوا در تهران و شهرهای بزرگ، گسترش ریزگردها، کاهش منابع آب و آسیب‌های همه‌جانبه ناشی از آنها و البته تلاش و پیگیری دوستداران محیط زیست، موجب بالا رفتن حساسیت مسوولان و جامعه نسبت به این امر مهم بوده است. یکی از شاخص‌های اهمیت داشتن مسایل زیست محیطی در جامعه، میزان کارهای چاپی در این زمینه است. مقاله‌ای که در اینجا می‌خوانید تلاشی است برای ارزیابی کارهای چاپی انجام شده، اما به خاطر محدودیت‌های آماری و مشکلات روش‌شناسی، موفق به ارایه ارقام و اعداد نمی‌شود. اما مسایل نشر و توزیع کتاب‌ها، نشریات و کارهای تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی محیط زیستی را با ما در میان می‌گذارد. علیرغم رویکرد انتقادی، این مقاله پایان خوشی دارد و ما را به گسترش آثار چاپی در زمینه محیط زیست امیدوار می‌سازد.

کتاب‌های منتشر شده از سوی نهادها، مراکز تحقیقاتی و ادارات دولتی مرتبط با منابع طبیعی توزیع مطلوبی ندارند و به سختی می‌توان آنها را تهیه کرد.

اگر بخواهیم درباره سفارش‌ها، حجم و مقدار کارهای چاپی حوزه محیط زیست سخن بگوییم، لازم است ابتدا حدود و ثغور محیط زیست را تعریف و تعیین کنیم و آنگاه به شرح انواع کارهای چاپی، تولیدکنندگان (ناشران، سازمان‌ها و …) و مخاطبان این حوزه بپردازیم.

محیط پیرامون ما از آب و خاک و هوا تا همه موجودات جاندار و بی‌جان اطراف ما را محیط زیست می‌نامند. اما همه این زمینه‌ها و محورها مثل انواع جانوران و گیاهان، جنگل‌ها، خاک، آب و … هرکدام علوم و تخصص‌های مستقل و خاص خود را دارند. همچنین امور محیط زیستی به تمام ابعاد زندگی مانند صنعت، کشاورزی، دامداری، معدن‌کاوی، تجارت، گردشگری، جاده‌سازی، انرژی، هوانوردی و شیوه زندگی مرتبط هستند. به همین دلیل اغلب رشته‌های دانشگاهی، درس‌ها یا سرفصل‌هایی مرتبط با محیط زیست دارند و جالب است که این رویه روز به روز در حال گسترش و تعمیق است.

محیط زیست را علمی میان رشته‌ای یا بین رشته‌ای می‌‌نامند و از همین روست که فصل‌های مشترک بسیاری با علوم دیگر دارد. پس چگونه می‌توان مرزهای محیط زیست و منابع مکتوب و چاپی این حوزه را شناسایی و تعیین کرد؟ برای مثال کتاب جنگل‌شناسی را کتابی در حوزه محیط زیست بدانیم یا آن را در همان حوزه خودش قرار دهیم؟

کتاب‌های محیط زیستی کدامند؟

آنچه که از تعریف‌ها و مرور این منابع و متون می‌توان استنباط کرد این است که منابع محیط زیستی اغلب به آن بخش و نوع از متون اتلاق می‌شود که به دانش شناخت و حفاظت از منابع طبیعی، تنوع زیستی جانوری و گیاهی، جلوگیری از آلودگی‌ها، تخریب‌ها و آسیب‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی می‌پردازند.

برای مثال وقتی کتابی علمی درباره گونه‌ای از جانوران (میمون، کرگدن، عقرب و …) نوشته می‌شود، در حوزه جانورشناسی و کتاب تخصصی آن گونه خاص به شمار می‌رود، اما وقتی درباره بقا و حیات آن گونه در ارتباط با محیط پیرامونش و فعالیت‌های انسانی مانند کاهش سطح جنگل‌ها، جاده‌سازی، سدسازی، گسترش شهرها، آثار سوء آسیب‌ دیدن آن گونه جانوری به کره زمین و تعادل اقلیم و … مطالعه و بررسی می‌شود، کتابی محیط زیستی به دست می‌آید. همین طور وقتی کتابی که درباره جنگل است، اگر فقط در مورد گونه‌ها و رشد و زیست آن‌ها باشد، در حوزه جنگل شناسی جای می‌گیرد. اما اگر به روابط متقابل درختان با محیط و سایر گونه‌های جانوری و گیاهی بپردازد، در حوزه اکولوژی (بوم‌شناسی) است و اگر به حفاظت و آسیب‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی و نقش جنگل در تعادل زیستی و اقلیم باشد، ‌محیط زیستی است.

کارهای چاپی محیط زیستی مانند سایر زمینه‌ها و علوم در کل شامل موارد زیر است:

1- کتاب

2- نشریات

3- پوستر، بروشورها، تقویم و …

کتاب‌‌ها به دو بخش «بزرگسال» و «کودک و نوجوان» تقسیم می‌شوند.

کتاب بزرگسالان

بخش قابل توجهی از کتاب‌های محیط زیستی برای بزرگسالان را کتاب‌های درسی و دانشگاهی تشکیل می‌دهند. پس از آن کتاب‌های نیمه تخصصی افراد، سازمان‌ها و نهادهای گوناگون قرار می‌گیرند که مورد توجه علاقه‌مندان به طبیعت، حیات وحش، پرندگان، دریاها و … قرار می‌گیرند.

در ایران هنوز از کتاب‌های محیط زیستی عمومی با مخاطب عام چندان استقبالی صورت نمی‌گیرد. لزوم حفاظت از طبیعت و گونه‌های زیستی نیز هنوز فراگیر نشده است. اما این نگرانی‌ها و تغییر نگاه و روش زندگی به خصوص در اقشار متوسط به خوبی مشهود است. البته برای رسیدن به شیوه‌ای نو در زندگی مطابق با معیارهای زیست محیطی و استفاده درست از منابع آب و انرژی و تغییر در برنامه‌ریزی‌های ملی، راه طولانی و سختی در پیش است.

آسیب‌ها و تخریب‌های زیست محیطی مانند خشک شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها، بهره‌برداری بی‌رویه و پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی، آلودگی هوا، ریزگردها، کاهش سطح جنگل‌ها، افزایش جمعیت و … زندگی همگان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما آگاهی و حساسیت عمومی به حد کافی هنوز ایجاد نشده است.

در بخش بزرگسالان کتاب‌های منتشر شده از سوی نهادها، مراکز تحقیقاتی و ادارات دولتی مرتبط با منابع طبیعی توزیع مطلوبی ندارند و به سختی می‌توان آنها را تهیه کرد. فقط چند کتاب فروشی مقابل دانشگاه تهران کتاب‌های محیط زیستی عرضه می‌کنند که در آن کتاب‌فروشی‌ها نیز اغلب کتاب‌ها موجود نیستند. به نظر می‌آید توزیع کتاب برای نهادها و ادارات دولتی چندان اهمیتی ندارد و مهم انتشار آن است. برای نمونه کتاب‌های سازمان حفاظت از محیط زیست که گاهی به صورت مشترک با ناشر دیگری منتشر می‌شوند، به ندرت یافت می‌شوند. حتی خود سازمان حفاظت از محیط زیست نیز در ساختمان مرکزی‌اش کتاب‌فروشی ندارد. کتا‌ب‌های نیمه‌تخصصی ناشران دیگر نیز به سختی پیدا می‌شوند. وقتی هم که تلفنی برای خرید از آنها راهنمایی می‌خواهیم می‌گویند که به دفتر انتشارات تشریف بیاورید! با اطمینان می‌توان گفت که جای چند کتابفروشی تخصصی محیط زیست برای همه و به خصوص هواداران بنیان‌های حیات، خالی است.

برای دست یافتن به آمار کتاب‌های محیط زیستی، جست‌وجو در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی نیز چندان حاصلی ندارد. چون این‌گونه کتاب‌ها عناوین متنوعی دارند و در رده‌بندی‌های گوناگون جای می‌گیرند. مثل آب، مهندسی فاضلاب، اکولوژی، پرندگان و …. گاه ادارات و نهادها کتابچه‌هایی منتشر می‌کنند که ممکن است در جایی ثبت نشده باشند و اغلب در نمایشگاه‌ها و مناسبت‌های مشابه عرضه می‌شوند. بنابراین برآورد دقیقی از آمار این نوع کتاب‌ها نمی‌توان تهیه کرد.

بخش مهمی از کوشندگان و دلسوزان منابع طبیعی و محیط زیست را فعالان سازمان‌های غیردولتی (سازمان‌های مردم‌نهاد- سمن) تشکیل می‌دهند. این سازمان‌ها نیز انواع گوناگونی دارند. بعضی‌ها به طور تخصصی در حوزه‌ای خاص فعالیت می‌کنند. به عنوان نمونه در مورد حیات وحش یا حفاظت از گونه‌های خاص از جانوران، بعضی به فعالیت‌های اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی مشغول‌اند. فعالیت این نوع سازمان‌ها اغلب به کار داوطلبانه اعضا متکی است و به سختی می‌توانند حتی از عهده انتشار یا تکثیر خبرنامه‌ها یا برگه‌های اطلاع‌رسانی یا چاپ پوستر برآیند. اعضای همین سازمان‌ها هستند که بخشی از مشتریان و مخاطبان کتاب‌های محیط زیستی را تشکیل می‌دهند. در کشورهای پیشرفته این سازمان‌ها با حمایت مردم، شرکت‌ها و افراد علاقه‌مند فعالیت می‌کنند، اما این فرهنگ هنوز در ایران رواج نیافته است.

در بخش کتاب‌های محیط زیستی بزرگسالان لازم است که از جهاد دانشگاهی مشهد یاد شود که یکی از ناشران پرکار و فعال در این حوزه است و نیز از استاد عبدالحسین وهاب‌زاده که یکی از مترجمین پرکار و کوشاست. سخن از نشر و محیط زیست نمی‌تواند خالی از نام راشل کارسون و کتاب اثرگذارش «بهار خاموش» (silent spring) باشد. کتاب‌های کارسون بوم‌شناسی را به حوزه عمومی کشاند و وجدان عمومی را متوجه روابط انسانی و محیط زیست ساخت. در سال 1951 نوشتن کتاب پرفروش «دریاهای اطراف ما» باعث جلب توجه عموم مردم به محیط زیست شد و در سال 1962 انتشار کتاب «بهار خاموش» اثرات درازمدت سموم آفت‌کش را برملا کرد. وی در این کتاب شیوه‌های متخصصان علوم کشاورزی را به چالش خواند و همگان را به تحول در دیدگاه بشر نسبت به دنیای طبیعت دعوت کرد. بهار خاموش برنده 8 جایزه معروف و یکی از کتاب‌های پرفروش و تاریخ‌ساز است که دنیا را در مورد آلودگی‌های کره زمین تکان داد.

راشل کارسون سرانجام پس از جدالی طولانی با بیماری سرطان، در سال 1964- دو سال پس از انتشار بهار خاموش- درگذشت. اما گفته می‌شود که تلاش‌های او سرآغاز جنبش‌های زیست محیطی در سراسر جهان شد.

کودک و نوجوان

 کتاب‌های کودک و نوجوان همواره بازاری وسیع و خریداران پرشماری داشته، همین امر به افزایش شمار ناشران و سایر دست‌اندرکاران انجامیده است. کتاب‌های محیط زیستی کودک و نوجوان را نیز بسیاری از ناشران به صورتی نامنظم و اتفاقی منتشر می‌کنند. مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین ناشر تخصصی در این زمینه، انتشارات فنی ایران است که انتشار کتاب‌های محیط زیستی کودکان و نوجوانان و فرهنگ‌سازی در این زمینه را رسالت و ماموریتی پایدار برای خود دانسته و تا به حال بیش از 150 عنوان کتاب محیط زیستی برای گروه‌های سنی گوناگون کودک و نوجوان منتشر کرده است. البته در حوزه کتاب کودک هنوز کتاب‌های شعر و داستان دست بالا را دارند.

نشریات 

آنچه که در بخش نشریات به چشم می‌آید، اغلب دارای محتوای علمی و دانشگاهی است و هنوز نشریه‌ای برای مردم و مخاطب عام که امور مسایل زیست محیطی را به زبان ساده بازگوید ظاهر نشده است.

البته نشریاتی مشابه در زمینه گردشگری برای مخاطب عام با تصاویر زیبا و چاپ رنگی (مثل سرزمین من) به ویترین دکه‌ها راه می‌یابند، اما رویکرد آنها بیشتر گردشگری است تا حفاظتی، آگاهی بخشی و حساسیت انگیزی. ضمن این که گردشگری غیراصولی و بیش از ظرفیت مناطق و نواحی، خود یکی از عوامل اصلی تخریب و آلودگی است.

نشریات علمی اغلب از سوی مراکز دانشگاهی یا تحقیقاتی منتشر می‌شوند که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: حقوق محیط زیست، تکنولوژی و محیط زیست، موج سبز، محیط زیست طبیعی، مهندسی آب و محیط زیست، علوم محیط، محیط زیست و توسعه، علوم و تکنولوژی محیط زیست، فصل‌نامه محیط زیست، آموزش محیط زیست و توسعه پایدار، مدیریت و برنامه‌ریزی محیط زیست، محیط زیست جانوری، فصل‌نامه، آویژه، انسان و محیط زیست، محیط شناسی، اقتصاد، محیط زیست انرژی، پژوهش‌های محیط زیست، محیط زیست و کیفیت منابع آب، سلامتی و محیط زیست، علوم زیستی.

هر چند که برخی از این نشریات انتشار منظمی ندارند، اما مقالات علمی و پژوهشی ارزنده‌ای در این نشریات درج و نیز در همایش‌ها و سمینارهای علمی ارایه می‌شوند که متاسفانه در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند.

بروشورها و…

 بروشور و کاتالوگ و پوسترهای ترویجی و اطلاع‌رسانی را نیز اغلب سازمان‌های دولتی به مناسبت‌ها یا ضرورتی منتشر می‌کنند. اما بخش خصوصی و سازمان‌های مردم نهاد به طور معمول توان مالی کافی برای این قبیل فعالیت‌ها را ندارند.

چاپ کتاب‌های رنگی و نفیس از طبیعت رونقی نسبی دارند و کتاب‌های زیبایی از طبیعت و حیات وحش ایران با اطلاعات مفید منتشر شده است. این گونه کتاب‌ها علی‌رغم قیمت بالا، به خاطر جذابیت بصری، مخاطبان عام بیشتری می‌یابد، هر چند که گرانی‌شان از وسعت مخاطبان و خریداران می‌کاهد. نمایشگاه محیط زیست که هر سال برگزار می‌شود فرصت مغتنم و خوبی برای عرضه و معرفی کتاب‌های محیط زیست ناشران دولتی و غیردولتی است، اما این فرصت نیز از دست می‌رود و نه مردم روی کتاب‌ها را می‌بینند و نه از روی کتاب‌ها خاک‌روبی می‌شود.

امیدوار باشیم:

در ایران روز به روز حساسیت و اهمیت حفاظت از محیط زیست برای مردم و تا حدودی مسوولان آشکارتر می‌شود و مطالب محیط زیستی روزنامه‌ها، نشریات، کتاب‌ها و سایت‌های مرتبط- به خصوص نوشته‌های محمد درویش کارشناس موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع و فعال سخت‌کوش حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست- خوانندگان بیشتری پیدا می‌کند. کاهش سطح جنگل‌ها، افت سطح آب‌های زیرزمینی، خشک شدن دریاچه‌ها، تالاب‌ها، رودخانه، آلودگی دریاها به خصوص آلودگی‌های نفتی خلیج فارس و دریای خزر، آلودگی هوا و ریزگردها و … به تدریج وجدان عمومی را بیدار کرد و اهمیت حفاظت از طبیعت را دست کم برای زیست و حیات انسانی آشکار ساخت. بنابراین دور از انتظار نیست که روز به روز به منابع مکتوب و چاپی مرتبط با محیط زیست در ایران افزوده شوند و نگاه‌های بیشتری را به سوی خود جلب کنند.

نویسنده:داریوش نثاری


تحویل سال 1395 خورشیدی در ایران


تحویل سال در ایران1395

ساعت 8 و 12 ثانیه صبح روز یکشنبه 1 فروردین 1395 هجری شمسی, مطابق با 10 جمادی‌ الثانی 1437 هجری قمری و 20 مارس 2016 میلادی

 12-single-default

تاریخچه تقویم

آغاز تقویم با شروع دوره تاریخی و زندگی اجتماعی و کشاورزی بشر و نیاز او برای تعیین زمانبندی کشاورزی است. تقویم قمری با استفاده از اهله ماه نخستین تقویم مدون بشریست. سپس تقویم خورشیدی-قمری و آنگاه تقویم خورشیدی روی کار آمده است.

سابقه استفاده از تقویم با توجه به ثبت اهله ماه به ۳۰٬۰۰۰ سال می‌رسد. مصریان از ۴۲۴۱ قبل از میلاد اولین اقوامی بودند که از تقویم خورشیدی ۳۶۵روزه استفاده نمودند و بابلیان اولین قومی که سال را براساس دوازده ماه ۳۰روزه تعریف کرده‌اند. اقوام بابلی بعد از گذشت چند سال هر وقت متوجه می‌شدند که اختلاف تقویم‌شان با چهار فصل زیاد شده به تقویم خود یک یا چند ماهی اضافه می‌کردند. که شکل نسبتاً تکامل یافته آن هر شش سال یکماه اضافی بود. ژولیوس سزار در سال ۴۵ قبل از میلاد به پیشنهاد ستاره شناسی یونانی تقویم ژولینی را معرفی کرد. این تقویم براساس سال خورشیدی با طول ۳۶۵٫۲۵ روز بود.

سال ۳۶۵ روز بود و برای جبران کسر روز هر چهار سال یک روز به طول سال اضافه می شد (سال کبیسه). از آن پس تقویم میلادی مسیحی با مبدأ میلادی از آن بدست آمد که بعدها بوسیله تقویم گریگوری دقیقتر شد. پس از آن دقیقترین تقویم در احتساب کسر دقیق سال تقویم جلالی ایرانی (471 قمری / 1079 میلادی) بوجود آمد که امروزه تقویم هجری خورشیدی برآمده از آن و در محاسبات ادامه آنست.

قدیمی ترین تقویم ایرانی تقویم فرس ۳۶۵ روزه با مبدا سال 5025 قبل از میلاد است که با تقویم باستانی مصر مشابه بود. تقویم دینی مسلمانان و یهودیان قمری است.

سال، ماه و روز از جمله اجزای گاهشماری اند. مهمترین جزء گاهشماری و واحد آن سال می‌باشد. سال عرفی در گاهشمار خورشیدی با تطبیق و تعدیل سال اعتدالی بصورت ۳۶۵ روزه عادی یا ۳۶۶ روزه (کبیسه) خواهد بود. و ماه از تقسیم دوازده گانه سال بصورت معمول ۲۹ تا ۳۱ روزه خواهد بود که در مواردی ۲۸ روزه (تقویم میلادی) و یا ۳۲ روزه (تقویم هجری خورشیدی برجی) نیز دیده می‌شود.

گاهشماری با زمان متوسط یا میانگین سال، ماه و روز تنظیم می‌شود و از این جهت با گاهشمار نجومی متفاوت است. تنها گاهشماری هجری قمری هلالی و تقویم هجری خورشیدی برجی (قدیمی) در محاسبه ماهها و سالها و تقویم هجری شمسی (خورشیدی ) در محاسبه سالها زمان متغیر را درنظر می‌گیرند. که مابازای آندو یکی تقویم هجری قمری قراردادی است که کاربرد جهانی دارد و دیگری تقویم هجری شمسی (خورشیدی ) با سال متوسط می‌باشد که تنها از جهت پژوهشی در تطبیق تقویمها کاربرد دارد.

در تقویم گاه برای سالهای قبل از مبدا، سال صفر نیز وجود دارد که به تقویم منجمان مشهور است. و در صورت درنظر گرفتن سال یک پیش از مبدا بجای سال صفر به تقویم مورخان مشهور است. ایندو تقویم در محاسبه سالهای پیش از مبدا گاهشماری یکسال با هم تفاضل دارند.اعمال سال صفر جهت تسهیل محاسبه و تطبیق گاهشماری هاست. تقویم مورخان در تاریخنگاری کاربرد دارد.


فلسفه و علل پیدایش جشن نوروز


فلسفه و علل پیدایش جشن نوروز

toptoop.irD985D8AAD98620D98820D8B9DAA9D8B320D8AAD8A8D8B1DB8CDAA920D8B9DB8CD8AF20D986D988D8B1D988D8B295
روزهای خاصی در تاریخ کشور باستانی و متمدن ایران وجود دارد که یادآور حکایت‌ها و وقایعی مهم و تأثیرگذار است.درباره فلسفه و علل پیدایش جشن نوروز نظرات متفاوتی وجود دارد که برخی از این نظرات در اینجا آمده است.
با توجه به روایت‌های افسانه‌ای اسطوره‌ای ایران آغاز پیدایش جشن نوروز را به جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی ایران نسبت داده‌اند. قدمت این اسطوره به عصر هند و ایرانی می‌رسد.
در اوستا، کهن‌ترین کتاب ایرانیان به جمشید «یم Yima» اشاره شده است. در این روایت؛ جم، دارای فره ایزدی بوده که به فرمان اهورامزد به جنگ با اهریمن پرداخته که موجب خشکسالی و قحطی و نابودی خیر و برکت شده بود.
با نابودی اهریمن وی بار دیگر شادمانی و خرمی و خیر و برکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.
برخی گفته‌اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر می‌کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تختی مرصع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.
همچنین گفته‌اند: خداوند در اولین روز از ماه فروردین کار خلقت انسان و سایر مخلوقات را به پایان رساند و آدمی برای سپاسگزاری و قدردانی از خداوند و نعمت‌های وی، به نیایش و شادمانی پرداخت.یکی دیگر از فلسفه‌های جشن نوروز را نزول فروهر‌های Farvahar)  درگذشتگان به زمین در روز اول فروردین دانسته‌اند.
در اوستا آمده است که فروهرهای درگذشتگان پاک در اول فروردین برای احوالپرسی از اقوام خود به زمین می‌آیند و با دیدن مسرت و شادمانی بازماندگان از اهورامزدا برای آنان طلب خیر و رحمت می‌کنند و بازماندگان پیش از آمدن فروهرها به نظافت و خانه‌تکانی منزل پرداخته و آماده پذیرایی از آنان می‌شوند و کلمه فروردین یعنی ماهی که متعلق به فروهران است.
از برپایی مراسم و آیین‌های نوروزی در دوران هخامنشی اطلاع‌ دقیقی در دست نیست و تنها برخی از پژوهشگران چون فیلندر معتقدند که حجاری‌ها و سنگ‌نگاره‌های باقی‌مانده از دوران هخامنشی نشان‌دهنده مراسم نوروزی در تخت‌جمشید است. این آثار نمایشی از تقدیم هدایا از جانب اقوام و ملل تابع هخامنشیان به حضور پادشاه است.

SMS-Tabrik-Sal-No

از چگونگی برگزاری نوروز در روزگار اشکانیان آثاری در دست نیست.شادروان پور داوود می‌نویسد: «هر چند اشکانیان، ایرانی‌نژاد و زرتشتی‌کیش بودند ولی تسلط 80 ساله یونانیان موجب شد که آنان در باب آداب و رسوم ایرانی بی‌قید شوند و شاید در پایان دوره حکومت 476 ساله دوباره ملیت ایران قوت گرفت.»
در دوران ساسانی، مراسم عید نوروز را بین شش تا سی روز برگزار می‌کردند و روز ششم فروردین یا نوروز بزرگ را خرداد روز می‌نامیدند و این روز را متعلق به فرشته مقدس خرداد می‌دانستند.

پیروان آیین مزدیسنا همچنین معتقد بودند که زرتشت (650 سال پیش از میلاد مسیح) در این روز متولد شده و در همین روز مقدس با خداوند به راز و نیاز پرداخته است و این روز برای ایرانیان محترم و مقدس شمرده می‌شد.
پادشاهان ساسانی نیز در دربارهای خود آیین‌های نوروز را با شکوه‌ خاصی برگزار می‌کردند و شاه پنج روز اول یا «نوروز عامه» بار عام می‌داد و به رفع حاجت‌های مردم می‌پرداخت، سپس «نوروز خاصه» یا نوروز بزرگ را که از روز ششم فروردین آغاز می‌شد به خود و نزدیکانش اختصاص داده و به جشن و شادمانی می‌پرداختند و نواهای خاص نوروز در این ایام در دربار پادشاه نواخته می‌شد.
از رسوم رایج این روزگار آن بود که مردم در بامداد عید نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شکر هدیه می‌دادند. دلبستگی‌ ایرانیان به سنت‌های گذشته خود موجب شد که نوروز که سمبلی از عظمت و شکوه آنان بود، در سراسر دوران اسلامی، حتی در دوران خلفایی که اعتنایی به این رسومات نداشتند، برپا شود و آشنایی و آگاهی فرمانروایان اموی و عباسی از آیین‌ هدیه دادن به حاکمان دلیلی برای گرایش فرمانروایان عرب به برگزاری نوروز شد.
با کاهش قدرت و نفوذ عرب‌ها بر دولت‌های ایرانی و ایجاد حکومت‌های مستقل چون صفاریان و سامانیان و تعلق خاطر پادشاهان ایرانی‌نژاد به اجرای رسومات ایرانی، موجب احیای نوروز و برگزاری باشکوه این جشن شد.

ابوالفضل بیهقی نیز در قسمت‌های مختلف تاریخ خود اشاراتی به دادن هدیه در نوروز مهرگان کرده است که نشان دهنده تداوم رسومات نوروزی در دوره غزنویان می‌باشد.با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع، برخی از آداب اسلامی با آیین‌های نوروزی درآمیخت و تلاش عالمان شیعه در جمع‌آوری احادیث و روایات معصومین در رابطه با نوروز، بر رونق بیشتر این جشن افزود.
برای مثال در حدیثی از علامه محمدباقر مجلسی به نقل از امام جعفر صادق(ع) آمده است که امام صادق(ع) نوروز را روزی فرخنده و خجسته و روزی که در آن آدم آفریده شده معرفی می‌کند.

SMS-Azerbaijani-Eid-Nowruz-95

آشنایی با مراسم عید نوروز در برخی کشورهای جهان
عید نوروز در پاکستان
در پاکستان غالبا صفت “عالم افروز” را در مورد نوروز به کار می‌برند و این حکایت از علاقه‌مندی مردم این کشور به نوروز دارد. بسیاری از خانواده‌های پاکستانی مراسم نوروز را گرامی می‌دارند، به طوری که برای یکدیگر کارت تبریک طلایی و الوان مزین به گل و بلبل که نشان از نو شدن طبیعت دارد، می‌فرستند که معمولا بر آن عبارت عید مبارک نقش بسته است.آنها هم مانند ایرانی ها خانه‌تکانی می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، به دید و بازدید می‌روند و سعی می‌کنند کدورت و غم‌ را از دل‌ها بزدایند و زندگی را به شادی بگذرانند.
خانواده‌های پاکستانی به هنگام نوروز سفره نوروزی رنگین می‌گسترانند و انواع شیرینی و میوه‌ها را بر آن می‌چینند و بزرگترها به کوچکترها هدیه می‌دهند.
از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان تهیه نمودن انواع شیرینی مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملائی»، «کیک برفی»، «شکرپاره»، «کریم رول»، «سوهن حلوا» و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام است.
- عید نوروز در تاجیکستان
نوروز در تاجیکستان، به خصوص در “بدخشان” با شکوه بسیار برگزار می‌شود. نوروز برای مردم تاجیک که روزگاری سرزمینشان بخشی از ایران بزرگ محسوب می‌شده عید ملی اجدادی است و آن را غدیر ایام یعنی عید بزرگ می‌خوانند.
کلمه ایام در بدخشان مرادف عید یا به جای آن به کار می‌رود. هر خانواده چند روز مانده به عید خود را برای برگزاری آن آماده می‌سازد. خانه تکانی صورت می‌گیرد. همه از کوچک و بزرگ با بی‌قراری منتظر رسیدن نوروز می‌شوند.
تاجیک‌ها در نخستین روز نوروز، صبحانه را با انواع غذاهای شیرین صرف می‌کنند که عبارت است از حلوا، شیربرنج، غوز حماچ ، به این امید که تا پایان سال زندگی شان شیرین باشد. پس از صرف صبحانه پارچه سرخی را بالای در ورودی خانه می‌آویزند که آن را نشانه بهروزی و خوش‌بختی می دانند. آنگاه اثاث خانه را که از قبل تمیز کرده‌اند به طرزی نیکو می‌چینند، سپس پنجره‌ها را می‌گشایند تا نسیم نوروزی در زوایای خانه به گردش درآید.
همه لباس تازه به تن می‌کنند و کوچکترها در حالی که غنچه‌ای از گل سرخ در دست دارند نزد بزرگترها می‌روند و با گفتن”شاگون بهار مبارک” سالی خوش برایشان آرزو می‌کنند.
در بدخشان در شب دوم سال نو از کله و پاچه گوسفند وگندم غذای مخصوصی تهیه می‌کنند که به آن “باج” می‌گویند. نوروز در بدخشان سه روز ادامه دارد.
- عید نوروز در جمهوری آذربایجان
نوروز یکی از جشن‌های بزرگ در جمهوری آذربایجان است. این جشن همه ساله از بیستم تا بیست و دوم مارس که تقریبا برابر با اول تا سوم فروردین است در این کشور برگزار می‌شود. در آذربایجان از چند هفته مانده به نوروز مردم برای برگزاری این عید خود را آماده می‌کنند؛در شب چهارشنبه دختران نیتی در قلب خود می‌کنند و در گذرگاه‌ها می‌ایستند و اگر سخنی موافق خواست خود از رهگذری بشنوند بسیار خوشحال می‌شوند و مطمئن می شوند که حاجتشان برآورده خواهد شد . براین اساس مردم سعی می‌کنند در ایام نوروز سخنی نامناسب که از آن بوی یاس به مشام آید بر زبان نیاورند و از به کار بردن سخنان ناپسند و حزن‌آور بپرهیزند.
در میان مراسم نوروزی جمهوری آذربایجان، رسم‌هایی نظیر فرستادن سفره سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان‌ کردن کیسه و توبره از سوراخ  بام در شب عید و درخواست هدیه نورزی از صاحبخانه بسیار قابل توجه‌اند که در مجموع عاملی برای ایجاد ازدیاد محبت و مودت در میان مردمند.

در عید نوروز نمایش‌ها و بازی‌های مختلف که فزاینده شادی می‌باشند در جمهوری آذربایجان رواج می‌گیرد. در این میان می‌توان از اسب‌سواری، شمشیربازی، کمنداندازی، ورزش‌های زورخانه‌ای، طناب‌ بازی و مانند اینها نام برد که در همه آنها اصل بر شادی و نشاط است.
- عید نوروز در قرقیزستان
کلمه نوروز در میان مردم قرقیزستان که به زبان قرقیزی صحبت می‌کنند و به خط کریل می‌نویسند، واژه ای آشنا است، آنها هم عید نوروز برای آنان از مقد‌س‌ترین اعیاد است و آیین‌های نوروزی را با شکوه تمام‌ برگزار می‌کنند، طوری که هیچ یک از مراسم ملی و مذهبی آنان جلوه و جلال نوروز را ندارد . نوروز در این سرزمین‌ تنها یک روز است که در بیست و یکم ماه مارس(اول تا دوم فروردین) برگزار می‌شود .
خانواده‌های قرقیزی از نخستین ساعات صبح روز عید از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند و در میدان‌های بزرگ شهر جمع می‌شوند. در این میدان‌ها بازارهای موقت ایجاد می‌شوند که در آن انواع اجناس، خوردنی، پوشیدنی‌ها  و اسباب‌بازی‌ها عرضه می‌شوند..

این مراسم در شهرهای بزرگ ساعت‌ها به طول می‌انجامند و مراسمی از قبیل نمایش‌های سوارکاران با لباس‌های عشایری و جنگی در حالی که سلاح‌هایی نظیر شمشیر، خنجر، نیزه، سپر، تیرو کمان با خود حمل می‌کنند موجب می‌شود تا مردم زمان را فراموش کنند.
-عید نوروز در ازبکستان
عید نوروز در ازبکستان تعطیل رسمی است. در ایام نوروز سراسر کشور چراغانی می‌شود مردم لباس نو به تن می‌کنند؛ از آنجا که دولت کمونیستی اتحاد شوروی سابق، نوروز را جشنی دینی می‌دانست از برگزاری آن جلوگیری می‌کرد، در نتیجه مردم به نقاط دور از شهر می‌رفتند تا بتوانند مراسم نوروزی را برپا دارند. از همین رو بسیاری از این جای‌ها با نام نوروز همراه شده است، نظیر نوروز بلاق (چشمه نور)، نوروز‌سای (جویبار نوروز) و نوروز تپه (فرازگاه نوروز).
در ازبکستان و نیز در تاجیکستان نوروز بدون سمنو، رنگ و بویی ندارد. سمنو برای آنان همانند ایرانیان، یادآور نوروز است. همچنین آیین چهارشنبه سوری همانند ایران در بسیاری از شهرها و نواحی گوناگون ازبکستان با شور و حال تمام برگزار می‌شود و بخصوص در بخارا و سمرقند از شکوه و استقبال بسیار برخوردار است.
- عید نوروز در افغانستان
نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ و دیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود. بلخ سبدی از گل سرخ یا اجاق بزرگی می شود که این لاله ها در آن می‌‌سوزد. این گل فقط در بلخ به وفور می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود.
از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.
- عید نوروز در قزاقستان
مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی‌شود. به اعتقاد آنها نوروز روزی است که «سنگ نیلگون» سمرقند آب می‌شود.
در شب سال تحویل  هر صاحبخانه دو شمع در بالای خانه‌اش روشن می‌کند و خانه‌اش را خانه تکانی می‌‌کند؛ چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند.
در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله‌ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا به این شکل مردم را بیدار کنند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند.
نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک می گیرند و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می‌کنند که نشانه شادمانی است.

دید و بازدید اقوام دراین ایام با زدن شانه‌ها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز است، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه (آش نوروز) که تهیه آن به معنی خداحافظی با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می‌شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین است.
مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می‌شود که از مهم‌ترین آنان می‌توان به «قول توزاق» اشاره نمود که بین گروه های مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود.
- عید نوروز در زنگبار (تانزانیا)
شاید تعجب کنید اما حتی در زنگبار هم مردم نوروز را جشن می گیرند؛‌ چراکه در قرن‌های گذشته گروه بزرگی از مردم شیراز به زنگبار در کرانه‌های شرقی قاره افریقا کوچ کردند و آیین‌های ایرانی خود مانند نوروز را نیز با خود بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزی» نامیده می‌شود و هنوز یکی از جشن‌هایی است که با تغییر فصل در این کشور گرامی داشته می‌شود و بین مردم رواج دارد.


راهکارهایی برای ایجاد ارتباط بهتر با مدیران


راهکارهایی برای ایجاد ارتباط بهتر با مدیران

روابط بهتر با مدیر

رييس، رييس است. او نه رفیق شماست و نه رازدارتان. ممکن است روابط کاری نزدیکی داشته باشید، اما این تضمین کننده این نیست که روابط دوستانه‌ای نیز برقرار خواهید کرد.

در مورد برخی مدیران بهترین چیزی که مي‌توانید انتظارش را داشته باشید مدارا همراه با احترام حرفه ای است. در اینجا به‌طور مختصر راهکارهایی برای ایجاد ارتباط بهتر با مدیران پیشنهاد مي‌شود:

تا حدی که مي‌توانید به مدیر خود احترام بگذارید: حتی اگر آنقدر بد شانس بوده‌اید که مدیری خودخواه، ناپخته و یا نامسلط بر امور نصیبتان شده است، باز چه از نظر کاری و چه از نظر شخصی به نفع شماست که به او احترام بگذارید.

از مدیر خود پشتیبانی کنید: زمانی که موضع گیری مدیر خود را قبول دارید از آن دفاع کنید. روابط خوب براساس اعتماد شکل مي‌گیرند. اگر بتوانید به مدیر خود نشان دهید که فردی قابل اعتماد هستید، خود را در موقعیت پیشرفت قرار مي‌دهید.اسم شما شناخته مي‌شود و مي‌توانید امیدوار باشید شناخته شدن توسط مدیران سطح بالاتر، زمانی که فرصت های شغلی جدیدی ایجاد مي‌شود، برای شما سودمند باشد.

لازم نیست در همه موارد با مدیر خود موافقت کنید: این که از مدیر خود پشتیبانی کنید مهم است؛ اما از سوی دیگر این که صدای خود را داشته باشید نیز اهمیت دارد. اگر مدیر شما کاری مي‌کند که شما با آن مخالف هستید، نباید از مطرح کردن مخالفت خود بترسید. فقط لازم است این مخالفت به درستی ابراز شود. مخالفت خود را محترمانه و به صورت خصوصی با مدیر خود در میان بگذارید.

نگار حبيبي


اتاق فکر چیست؟ (Think tank)


 اتاق فکر چیست؟ (Think tank)

اتاق فکر جایی است که تفکر جمعی روشمند رخ می‌دهد. روش مندی در این ساختار بسیار مهم است چرا که تفکر جمعی روش دارد و فعالیتی سلیقه‌ای به شمار نمی‌آید.

اتاق فكر (Think tank) یک سازمان متشکل از گروهی از نفرات خبره صاحب فکر و اندیشه و نوآور است که بر اساس روش‌های جمع اندیشی و بهره‌گیری حداکثری از خرد جمعی و شبکه مشاوران تخصصی به ارائه راه حل‌های خلاقانه برای حل ریشه‌ای مشکلات موجود و تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های کلان می‌پردازند.
اتاقهاي فكر از جمله سازمانهايي هستند كه نقش مهمي در روند رشد و توسعه سازمانها.و كشورها دارند.
انديشكده، انديشگاه، مركز مطالعات استراتژيك، مخزن فكري، كارخانه هاي فكر، كارخانه هاي مغز و كارخانه هاي ايده برخي از عباراتي است كه براي اين نوع سازمانها در ادبيات فارسي استفاده شده است.

تاريخچه تأسيس اتاق فكر به شكل رسمي به نيمه هاي قرن بيستم بعد از جنگ جهاني دوم برمي گردد.

نيروي هوايي آمريكا اولين اتاق فكر رسمي را با عتوان انديشگاه در سال 1947 با هدف تدوين سياست هاي نظامي تأسيس كرد. اين انديشگاه را مادر اتاق هاي فكر جهان ناميدند. در سال 1960 واژه اتاق فكر به شكل رسمي مورد استفاده قرار گرفت و هدف از ايجاد آن برقراري ارتباط بين دانش و قدرت بود.
اتاق فکر یکی از ابزارهای آفرینندگی برای حل مسئله و توسعه خلاقیت در هر سازمانی است و مکانی برای اندیشیدن به یک مسئله یا موضوع بدون حضور عواملی که مانع آزاد اندیشی و یا محدودیت می شوند مانند ملاحظات سیاسی یا اعمال قدرت مدیران ارشد. اتاق فکر به تدوین و انعکاس پیشنهادات سازنده و خلاقانه اعضاء خود می پردازد و با نوآوری، فضای تصمیم گیری را از یکنواختی خارج می کند.


چهار کاری که یک شرکت سرویس دهنده و خدماتی باید انجام دهد


 چهار کاری که یک شرکت سرویس دهنده و خدماتی باید انجام دهد

با رونق یافتن صنایع بزرگ دنیا، شرکت‌های خدماتی بسیار زیاد شده‌اند؛ ولی بسیاری از ابزار و تکنیک‌هایی که این سازمان‌ها استفاده می‌کنند، برای استفاده سازمان‌های تولید‌کننده محصول ایجاد شده‌اند. آیا این ابزار به تنهایی کافی هستند یا ما به ابزار جدیدی نیاز داریم؟

به نظر می‌رسد که واقعا به برخی ابزارهای جدید نیاز باشد. زمانی که سازمانی محصول جدیدی را به بازار ارائه می‌کند، مستقل از اینکه ماهیت آن محصول چه چیزی باشد، سازمان باید بتواند خود محصول را به موضوعی جذاب برای مشتریانش تبدیل کند و باید بتواند محصول را با قیمتی مقرون به صرفه برای مشتری به بازار بفرستد. برای شرکت‌های خدماتی موضوع دیگری هم اهمیت دارد. مدیریت مشتریان؛ چرا که آنها تنها مشتری خدمات نیستند بلکه در تولید خدمات هم نقش دارند.

1. پیشنهاد ارائه شده

چالش سازمان‌های خدماتی با طراحی محصول آغاز می‌شود. همانند سازمان‌های تولیدی یک شرکت خدماتی هم در صورتی که خدماتي كه ارائه مي‌كند. ایراداتی اساسی داشته باشند، نمی‌تواند برای مدت طولانی به کار کردن ادامه دهد. این محصول باید به خوبی نیازها و تمایلات مشتریان را برآورده کند. در زمان طراحی محصول مدیران باید یک شیفت فکری را تجربه کنند: در عین اینکه طراحان محصول در سازمان‌های تولیدی به مشخصاتی که مشتریان به آنها بها می‌دهند توجه می‌کنند، طراحان خدمات باید به تجاربی که مشتریان تمایل به داشتن‌شان دارندتوجه کنند. تیم مدیریتی باید توجه کند که خدماتی که آنها ارائه می‌کنند، در مورد چه مشخصاتی با خدمات مشابه رقبا رقابت می‌کنند.
استراتژی معمولا به عنوان کاری که سازمانی به خوبی در انجام دادنش توانا نیست، تعریف می‌شود. ممکن است این موضوع عجیب به نظر برسد. کم پیش می‌آید که کسی بگوید راه موفقیت از عملکرد ضعیف می‌گذرد. سازمان‌های خدماتی معمولا در برخی زمینه‌ها ضعیف عمل می‌کنند تا بتوانند در زمینه‌های دیگر قوی تر شوند. برای مثال سازمانی را در نظر بگیرید که توانایی مالی لازم برای کار کردن به مدت طولانی تر را در طول روز دارد؛ چرا که برای خدماتش پول بیشتری می‌گیرد. در این مورد سازمان به خوبی پیشرفت می‌کند؛ ولی نسبت به رقبایش مزیت رقابتی ندارد. به عبارتی مزیت رقابتی را فدای ساعت‌های طولانی‌تر کاری کرده است.
برای عمل کردن در سطح عالی مدیران باید تشخيص دهند که چه مشخصاتی از خدماتشان را بهبود دهند و کدام‌ بخش از خدمات را فدای اين مشخصات کنند. برای این کار آنها ابتدا باید ببینند که چه خصیصه‌هایی برای مشتریان اهمیت دارند و سپس نقاط قوتشان را با توجه به این خصایص تعیین کنند.
برخی مدیران فکر می‌کنند: «اگر من یک مدیر واقعا خوب باشم، در این صورت نباید چیزی را در رقابت به دیگران واگذار کنم.» این منطق به ظاهر زیبا سازمان را به ناکجا آباد می‌رساند. برای همین همیشه trade off‌ ها ضروری هستند.

2. مکانیزم تخصیص منابع

بسیاری از افراد باور دارند که هیچ چیزی به رایگان به دست نمی‌آید. عالی بودن، هزینه‌هایی دارد و سازمان باید بتواند از پس این هزینه‌ها بر بیاید. در سازمان‌های تولیدی این کار به آسانی از طریق تعيين قیمت محصولات انجام می‌شود. تنها مشتریانی که بتوانند هزینه‌های بالاتر را بپردازند از محصولات برتر استفاده می‌کنند. در سازمان‌های خدماتی این موضوع کمی پیچیده‌تر است. در برخی مواقع قیمت‌گذاری الزاما یک تراکنش نیست و شامل ترکیب کردن برخی المان‌های ارزشی با یکدیگر است. در این شرایط مشتریان متفاوت در قبال هزینه یکسانی که می‌پردازند، ارزش‌های متفاوتی دریافت می‌کنند. در برخی مواقع حتی آنهایی که مشتری نیستند هم خدمات می‌گیرند. فردی را در نظر بگیرید که از یک فروشنده بسیار آگاه اطلاعات فراوانی کسب می‌کند و بدون اینکه چیزی بخرد مغازه را ترک می‌کند.
برای همین در سازمان‌های خدماتی، مدیریت بايد تصمیم بگیرد که برتری را چگونه قیمت‌گذاری کند.
از مشتریان با صورت پسندیده پول دریافت کنید. سیستم سنتی این است که پول خدمات را باید از مشتری گرفت؛ ولی می‌توان این کار را به گونه ای انجام داد که مشتری با میل و رغبت پول بپردازد. برای مثال مشتریان در استارباکس می‌توانند تا ابد بنشینند، کسی نمی‌آید آنها را از مغازه بیرون کند؛ ولی هزینه بیشتر ماندن مشتریان خودش را در قیمت بالاتر قهوه نشان می‌دهد. مدیران همیشه باید دقت داشته باشند که از نظر مشتریانشان چه چیزی عادلانه است. معمولا دریافت هزینه بیشتر برای برخی خدمات خاص بدترین راه حل موجود است.
در میان صرفه‌جويي‌هاي عملکردی و ارزش افزوده، یک شرایط برد برد ایجاد کنید. مدیران باهوش همیشه سعی می‌کنند خدمات ارائه شده به مشتری را بدون بالا بردن قیمت افزایش دهند. بسیاری از این نوآوری‌ها تنها زمان کوتاهی دوام می‌آورند؛ چرا که دیگران به زودی از آنها تقلید می‌کنند. زمانی که از مدیران می‌پرسیم چگونه می‌توانند یک شرایط برد برد ایجاد کنند، اکثرا به سرعت شروع به فکر کردن به ارزش‌های دیگری مي‌كنند که می‌توان برای مشتری ایجاد کرد و سپس فکر می‌کنند که چگونه می‌توان سرمایه لازم را برای آنها به دست آورد؛ ولی کار درست، فکر کردن به این موضوع است: «بزرگ‌ترین منابع هزینه‌ای ما چه چیز‌هایی هستند؟» و سپس سعی براي یافتن راه‌هایی برای کاستن این هزینه‌ها.
الان خرج کنید که بعدا ذخیره کنید. معمولا می‌توان سرمایه‌گذاری‌هایی را پیدا کرد که در آینده با کم کردن نیازهای مشتریان به خدمات جانبی پول خودشان را در می‌آورند. برای مثال یک سازمان تولید نرم‌افزار از برنامه‌نویس‌هایش خواسته است که پاسخگوی تماس‌های مشتریان باشند. به این ترتیب آنها می‌فهمند که مشتریان چه چیز‌هایی می‌خواهند و در نسخه‌های بعدی نرم‌افزار تولیدی آنها را در نظر می‌گیرند. به این ترتیب تعداد تماس‌های مشتریان برای گرفتن کمک کمتر می‌شود.
از مشتری بخواهید کار انجام دهد. یک روش دیگر یافتن سرمایه لازم برای افزایش خدمات، دریافت کردن آن از مشتری به صورت کار است. استفاده از روش‌های سلف سرویس در بسیاری از کارها پاسخ می‌دهد.
نکته مهم این است که از هر روشی که برای یافتن سرمایه لازم برای خدمات ارائه شده استفاده می‌کنید، مواظب باشید که فکر همه چیز را قبل از ارائه خدمات بکنید و بعد از اینکه خدمات را به بازار ارائه داديد، دیگر به فکر تعبیه کردن روش‌های مناسب برای دریافت هزینه‌ها نباشید.

3. سیستم مدیریت کارکنان

سازمان‌ها معمولا با توجه به کیفیت نیروی کاریشان می‌میرند یا به زندگی ادامه می‌دهند؛ ولی به دلیل اینکه سازمان‌های خدماتی بیشتر به نیروی کاریشان تکیه می‌کنند از هر سرمایه گذاری‌اي که در این زمینه بکنند، به زودی جواب می‌گیرند. مدیران ارشد باید فرآیند‌های استخدام و انتخاب کارکنان، آموزش، طراحی شغل، مدیريت عملکرد و سیستم‌های وابسته دیگر را به خوبی طراحی کنند. علاوه بر اینها تصمیماتی که در این زمینه گرفته می‌شود، باید آینه خصایصی باشد که سازمان می‌خواهد در خدماتی که ارائه می‌کند با آنها شناخته شود.
برای طراحی یک سیستم مدیریت کارکنان خوب کار را با پرسیدن این دو سوال از خودتان آغاز کنید. اول اینکه: چه چیزی کارکنان‌ را قادر به انجام دادن کارهایشان به صورت عالی می‌کند؟ و سپس: چه چیزی انگیزه لازم برای عالی انجام دادن کارها را به کارکنان‌ می‌دهد؟ پاسخ‌های دقیق این سوالات به برنامه‌ها و سیاست‌های سازمان در موارد مختلف می‌انجامد.
اگر سازمان شما برای شاد کردن مشتریان به فداکاری کارکنانتان نیازمند است، بدانید که طراحی خدماتتان ایراد دارد. فداکاری کارکنان به ندرت یک منبع پایان‌ناپذیر است. بهتر است به جایش سیستمی را طراحی کنید که در آن یک کارمند متوسط هم بتواند مشتری را در حد نهایت خشنود کند.

4. سیستم مدیریت مشتری

در محیط‌های خدماتی کارکنان تنها افرادی نیستند که بر قیمت و کیفیت خدمات ارائه شده تاثیر می‌گذارند. مشتریان هم می‌توانند گاه تا حد زیادی در فرآیند تولید دخالت داشته باشند و تجاربی را که به‌دست می‌آورند، شکل دهند. برای مثال یک مشتری سازمان معماری می‌تواند شکل ساختمانی را که می‌خواهد خوب یا بد توضیح دهد و این توضیحات او روی کیفیت خدمات نهایی که دریافت می‌کند، تاثیر می‌گذارد.این مورد روی مدیران تاثیر می‌گذارد؛ چرا که شیوه سنتی ارائه ارزش افزوده را تغییر می‌دهد. شیوه‌های سنتی کسب و کارها، مواد اولیه را می‌خرد و سپس به شیوه‌ای در آنها ارزش افزوده ایجاد می‌کند. سپس محصول نهایی به دست مشتری رسانده می‌شود و او برای آن هزینه می‌پردازد. در شرکت‌های خدماتی، مشتریان و کارکنان با هم مسوول ایجاد ارزش هستند. یک مزیت مهم این است که کاری که خود مشتری انجام می‌دهد، از کاری که کارمند سازمان انجام می‌دهد، ارزان‌تر است. علاوه بر این می‌تواند منجر به کسب تجارب بهتر توسط مشتری هم بشود. سازمان‌ها روی مشتریانشان کنترل خاصی ندارند و آموزش دادن مشتریان هم به‌رغم تلاش‌های بسیار سازمان‌ها بسیار دشوار است. در اکثر موارد تعداد مشتریان بیش از کارکنان است و فراهم کردن پیش نیاز‌های لازم برای آموزش دادن افراد زیادی كه با یکدیگر بسیار متفاوت هستند، بدون پرداختن پولی به آنها بسیار دشوار است.
برای مدیریت مشتریان برخی سوال‌های اساسی باید پاسخ داده شوند. تمرکز شرکت روی چه مشتریانی است؟ چه رفتار‌هایی از طرف مشتریان مطلوب است؟ و چه روش‌هایی بیش از همه روی این رفتار‌ها تاثیر خواهند گذاشت؟

ترکیب این عناصر
سازمان‌های خدماتی موفق از برنامه‌هایی استفاده می‌کنند که هر چهار عنصر فوق را در خود دارد. البته یافتن بهترین کار در هرکدام از این زمینه‌ها بسیار دشوار است. این موضوع به این دلیل است که موفقیت بیشتر در گرو ارتباط این عناصر با یکدیگر است تا عملکرد هر کدام از آنها.

سریما نازاریان


چگونه می توان درک بهتری از نحوه رفتار آدمیان داشت؟


چگونه می توان درک بهتری از نحوه رفتار آدمیان داشت؟

کاوش در رفتار انسان‌ها در دانشگاه ام آی تی MIT

چنانچه اطلاعات کافی در اختیارتان باشد، می‌توانید یک گروه بزرگ از افراد را به انجام هر عملی تحریک کنید. حتی اگر – همانگونه که الکساندر پنتلند اخیرا اثبات کرده است- آن عمل رانندگی در تمام اطراف یک شهر، شهرک یا حومه یک شهر در آمریکا و جست‌وجو برای یافتن بالون‌های قرمز رنگ عظیم‌الجثه باشد.

چند سال پیش از این، وینگ و دارپا، محققان علوم رفتاری پنتاگون یک رقابت شبکه‌ای را مطرح کردند و طی آن، یک جایزه 40 هزار دلاری برای اولین گروهی که بتوانند ده بالون قرمز هواشناسی را که آژانس، در یک روز در مکان‌های مرتفع و مخفی در اطراف شهر قرار داده بود بیابند، تعیین کرد.

بیشتر هزاران گروهی که خیلی سریع نشانه‌ها را یافتند این نکته را دریافته بودند که جست‌وجوی جمعی بهترین راه برای یافتن این کره‌های به قطر هشت‌ پا بود. بنابراین آنها دست به کار پیشنهاد انعام به جویندگان و شکارچیان بالون‌ها شدند.

اما دستیاران پنتلند در «آزمایشگاه پویایی‌های انسانی» در ام آی تی – بخشی از آزمایشگاه رسانه ام آی تی- گروه کنترلشان را یک گام جلوتر بردند. در ساختار انگیزشی آنها، هر کس که وجود یک بالون را به ام آی تی گزارش می‌کرد دو هزار دلار دریافت می‌کرد، مشروط به اینکه تیم، برنده شود. شخصی که یابنده را استخدام کرده باشد هزار دلار به دست می‌آورد. شخصی هم که استخدام کننده را استخدام کرده باشد، 500 دلار نصیبش خواهد شد و همین طور الی آخر.

حداکثر میزان پرداخت با یک چنین فرمولی ممکن است تا 4000 دلار برای هر بالن یعنی مبلغی در حدود همان مبلغ تعیین شده به عنوان جایزه برسد.
سیستم انگیزشی ساده ام آی تی به این معنی بود که شرکت کنندگان همان قدر که به صورت انفرادی اقدام به جست‌وجو می کردند علاقه‌مند و مشتاق به فهرست کردن دوستانشان نیز بودند. طی دو روز اصلی رقابت، گروه در حدود صد هزار داوطلب را استخدام کرد. شش ساعت بعد از اینکه بالون‌ها رها شدند، گروه بیشماری از جویندگان، وجود دهمین بالون را در یک پارک در کاتی‌تکس گزارش کردند.

سه ساعت بعد، ام آی تی اسامی هزاران شرکت کننده و برنده رقابت را لیست کرده بود. پنتلند 58 ساله می‌گوید: «برای ما مسلم بود که به کمک یکدیگر خواهیم توانست در ماجرای بالون‌ها برنده شویم.» وی می‌افزاید که این مساله به این دلیل بود که تاکتیک‌های اتخاذ شده از سوی سایر گروه‌ها مبتنی بر حدس و گمان بود، در حالی که ما بر اساس درس‌هایی که از تحقیقات در زمینه داده کاوی آموخته بودیم، عمل می‌کردیم.

«اگر ما برنده شدیم به دلیل آن بود که ما با علم ایجاد انگیزه در افراد برای مشارکت در امور آشنایی داشتیم.»
از سال 1988 پنتلند به تحصیل در یک گرایش ترکیبی و غیرمعمول از علوم اجتماعی و داده کاوی که او آن را «کاوش حقیقت» می‌نامد اشتغال دارد. دستیاران او حس گرهایی را که او سوسیامتر می‌نامید در اطراف گردن صدها سوژه جاسازی کردند و یک نرم‌افزار کنترل پیشرفت پروژه را در موبایل‌های آنها نصب کردند که حرکات هر فرد در هر گروه و حتی اداها و تن صدایش را ثبت و ضبط می‌کرد. پس از این مرحله، آنها به کاوش در نتایج داده‌های به دست آمده پرداختند تا حقایقی از این قبیل را بررسی کنند که کدام یک از اعضای گروه نسبت به دیگران کارآمدتر عمل می‌کند، چه کسی مدیر حقیقی تیم است و همچنین اینکه چه کسی بیش از دیگران بحث ها و گفتگوها را اداره می کند؟

پنتلند که دارای مدرک دکتری در رشته هوش مصنوعی و روانشناسی از دانشگاه ام آی تی است، می‌گوید: «داده کاوی علمی‌است که به یافتن روندها و الگوها در مباحث دیجیتالی می‌پردازد، اما من بیشتر علاقه‌مند به یافتن روندها و الگوهای رفتاری در انسان‌ها هستم. من علم داده کاوی را به دنیای حقیقی برده‌ام.»

این شیوه یعنی روش «برچسب بزن و ردپا را دنبال کن» به این معنی است که پنتلند مجبور نیست بر سنجش‌های ناقصی که از شبکه‌ اجتماعی مجازی به دست آمده است و یا بدتر از آن، بر منابع اطلاعاتی که بر اساس سیستم خود گزارش‌دهی جمع‌آوری شده‌اند، تکیه کند. سینان آرال، پروفسوری از مدرسه بازرگانی استرن از دانشگاه نیویورک می‌گوید: «متخصصان کامپیوتر داده‌های آماری را خوب می‌فهمند، اما پویایی‌های اجتماعی را درک نمی‌کنند. در مقابل جامعه‌شناسان فرآیندهای پویای اجتماع را درک می‌کنند، اما با نبود ابزار و تحلیل مواجهند.»

به عنوان مثال، سال گذشته آزمایشگاه پنتلند روی گردن هشتاد کارمند در یک مرکز پیام متعلق به یک بانک آمریکایی در رودآیلند سوسیامتر نصب کرد. این برچسب‌های نامرئی از بلوتوث و اینفریرد استفاده می‌کردند تا تشخیص دهند افراد مورد آزمایش در هر دقیقه با کدام یک از همکاران خود صحبت می‌کنند. این آزمایش برای یک ماه و پس از آن برای یک دوره شش هفته‌ای ادامه داشت. بعد از سپری شدن اولین ماه، محققان ام آی تی ملاحظه کردند که افرادی که با تعداد بیشتری از همکاران خود صحبت می‌کردند، هم در مکالماتشان سریع‌تر بودند، هم احساس استرس کمتری می‌کردند و هم میزان رضایت کارفرما از کار آنها مشابه با همکارانشان بود. به نظر می‌رسد که صحبت کردن غیررسمی راجع به مشکلات و راه حل آنها نتایج بهتری را در مقایسه با پیروی از کتابچه راهنمای کارمندان یا فرمانبرداری از رهنمودهای صادره از مدیر مافوق به دنبال دارد.

بنابراین، مرکز پیام تلاش کرد تا این موضوع را در مورد خود به بوته آزمایش بگذارد. به این شکل که به جای ساعات متناوب استراحت و صرف قهوه برای کارکنان که تا پیش از این اجرا می‌شد این اوقات را چنان تنظیم می‌کردند که کارمندان امکان گفت‌وگوی بیشتری داشته باشند. نتیجه اینکه بانک آمریکا چند ماه بعد به دانشگاه ام آی تی گزارش داد که افزایش بهره‌وری ایجاد شده، معادل 15 میلیون دلار در سال افزایش سود به همراه داشته است.

درس گرفته شده از مرکز پیام مشابه با طرح شکارچیان بالون‌های پنتلند بود که به این منظور طراحی شده بود تا هزاران تعقیب کننده را ترغیب کند تا یک روز تعطیل را صرف تشکیل گروه جست‌وجو کنند. بدان معنا که باید آنچنان مشوق‌هایی را فراهم کنیم که به اشتراک گذاردن اطلاعات و نیز کار تیمی را در میان افراد تسهیل نماید.

پنتلند می‌گوید: «حوزه جامعه‌سنجی (sociometric)به ما آموخت که صرفنظر از جامعه شناسی و تفاوت‌های فرهنگی، چه حقایقی واقعا در میان هستند و البته برخی از این حقایق غافلگیرکننده هستند، همچون این موضوع که غیبت کردن موجب بهبود بهره‌وری می‌شود.» موفقیت در یافتن بالون قرمز و تجربه مرکز پیام همچنین تاییدی است بر اینکه مطالعات حس گرهای پنتلند می‌تواند به چیزی بیش از کنجکاوی بیش از حد او در مورد این گونه داده‌ها، پاسخ دهد. کاوش حقیقت می‌تواند به ما بیاموزد که چگونه واقعیت را تغییر بدهیم. پروژه‌های آتی با هدف تشویق به استفاده بهتر از انرژی و نیز بهبود عادات بهداشت و سلامت صورت خواهند گرفت. پنتلند می‌گوید: «چگونه شما مردم را وامی‌دارید تا سیگار کشیدن را ترک کنند یا به دنبال یک کودک گم شده بگردند؟ شما از اهرم شبکه‌های اجتماعی بهره خواهید برد. ما تاکنون رفتار انسان‌ها را مورد مطالعه قرار داده بودیم، اکنون در حال یادگیری این موضوع هستیم که چگونه به این رفتارها شکل بدهیم.»

مترجمان: امین عسگری، نگارحبیبی


عیدانه‌های کاغذی؛ سبکی جدید برای فعالیت‌های فرهنگی


عیدانه‌های کاغذی؛ سبکی جدید برای فعالیت‌های فرهنگی

با فرارسیدن روزهای پایانی سال تقویم‌ها و سررسیدهای بسیاری از چاپخانه‌ها خارج و در بازار توزیع می‌شود تا هدیه‌های سازمان‌ها، نهادها و افراد به مناسبت آغاز سال جدید باشند، اما آیا این تقویم‌ها و سررسید‌ها بهترین هدیه‌ها هستند؟

به گزارش چاپ و نشر به نقل از خبرگزاری تسنیم، همه ساله با نزدیک شدن به فصول پایانی سال چرخ چاپخانه‌ها تندتر به حرکت درآمده تا سفارشات سازمان‌ها و نهادهای مختلف برای چاپ سررسید و تقویم های جدید را تا پیش از اتمام سال به دست مشتریانشان برسانند، هرچند با گران شدن کاغذ و مشکلات اقتصادی در سال‌های اخیر این موضوع رنگ و بویی کمتری به خود گرفته و برخی چاخانه داران از کمبود سفارش‌های چاپ تقویم و سررسید گلایه داشتند، اما به نظر می‌رسد از این موضوع می‌توان به‌عنوان یک فرصت برای تقویت بخش‌های دیگری از فرهنگ و حتی چاپ بهره برد.

از آنجایی که رسم است یکی از اقدامات افراد، سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی در ایام سال جدید اهدای سررسید و تقویم به یکدیگر است و باز از آنجایی که سال هاست در ایران اهل فرهنگ از کمبود سرانه مطالعه در میان ایرانیان گلایه دارند و تلاش‌های بسیار و ابتکارات جالبی برای رفع این معضل از نذر فرهنگی گرفته تا طرح کتابت را جا بگذار و …. انجام شده است، بهتر است فرهنگ هدیه کتاب به جای هدیه سررسید و تقویم را جایگزین کنیم.

سالانه بالغ بر هزاران تقویم و سررسید منتشر می شوند که برای واردات کاغذ و مواد اولیه تولید آنها میلیون‌ها دلار ارز از کشور خارج می َشود که تنها بخش محدودی از آن ها مصرف شده و بخش عمده ای یا به فروش نرفته و یا استفاده ای از آن ها نمی شود. اگر این هزینه ها صرف چاپ و انتشار کتاب شود و هر یک از ما به شخصه تلاش کنیم که به جای تقویم و سررسید کتاب اهدا کنیم، گامی هر چند کوچک در جهت سرانه مطالعه برداشته خواهد شد.

برخی ناشران چند سالی است که تشویق به انجام این کار را شروع کرده اند و به مشتریان خود پیشنهاد می‌کنند به جای خرید سرسید و تقویم برای اهدا از آنها کتاب بخرند.

محمد علی جعفریه، مدیر نشر ثالث از جمله این ناشران است، او می گوید: من همیشه به مشتریان خودم کتاب هدیه می‌دهم، حتی به مشتریانی که به دنبال سر رسیدهایی با قیمت‌های بالا هستند، پیشنهاد می‌کنم کتاب بخرند چرا که معتقدم کتاب ماندگار است و می‌تواند تا سال‌ها و دهه‌ها به یادگار بماند، اما سر رسید این ویژگی را ندارد.

جعفریه بهترین زمان برای کتاب هدیه دادن را تعطیلات نوروز دانسته و ادامه می‌دهد: تعطیلات نوروز بهترین فرصت برای کتاب خواندن است. خودم اصولاً به دوستان و نزدیکانم در این ایام کتاب هدیه می‌دهم.

مدیر نشر ثالث می‌گوید: کتاب هدیه دادن نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. در این صورت باید ارگان‌ها و شرکت‌هایی وارد عمل شوند و کتاب هایی را انتخاب کنند تا به جای سررسید به بهانه نوروز به کارمندان و مراجعانشان هدیه دهند.

وی با بیان اینکه هیچ کس نقش تاثیرگذار یک کتاب خوب را فراموش نمی‌کند، اظهار کرد: اگر شما آن کتاب را به کسی هدیه داده باشید، آن شخص شما را هم فراموش نمی‌کند.

رضا یساولی ثانی، مدیر نشر یساولی نیز دیگر ناشری است که کتاب هدیه دادن را توصیه می‌کند. یساولی می‌گوید: عیدی دادن کتاب در عید نوروز سنتی ماندگار است، برای ترویج کتاب به عنوان یک هدیه همیشه تخفیف های مناسبی برای مشتریان خود قائل می‌شوم.

یساولی: نهادینه شدن فرهنگ عیدی دادن کتاب نیازمند عزم ملی است

مدیر نشر یساولی به ثمر رسیدن فرهنگ عیدی دادن کتاب را نیازمند تلاش در سطح ملی می‌داند و ادامه می‌دهد: متولیان امر باید در این زمینه با برنامه ریزی گام بر دارند تا شاهد نتایج خوبی باشیم.

وی نقش رسانه‌ها در ترویج عیدی دادن کتاب را مهم ارزیابی می‌کند و می‌افزاید: رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها و… می‌توانند تبلیغات مفیدی در این خصوص انجام دهند. اگر این تبلیغات به صورت مستمر ادامه داشته باشد مقاومت ناشران شکسته می شود و با این طرح همگام می شوند.

یساولی ثانی می‌افزود: در انتشارات ما کتاب هایی وجود داشت که زمانی پرفروش ترین کتاب ها بودند اما به دلایل مختلف از میزان فروششان کم شده است. در این شرایط ما به جای اینکه این کتاب ها را به حراج بگذاریم آنها را به مناسبت‌های مختلف به کتابخانه‌ها هدیه می‌دهیم. برای نهادینه کردن هدیه دادن کتاب به جای پول در مناسبت های مختلف باید در این زمینه فعالیت های مستمری انجام دهیم. اگر این فرهنگ در بین مردم و نهاد های مختلف رایج شود به فرهنگ جامعه ما کمک می‌شود. با وجود گسترش فضای مجازی اگر بتوانیم به هم کتاب هدیه دهیم به توسعه کتاب و کتابخوانی کمک زیادی کرده ایم.

شاید باشند ناشران و کتابفروشان دیگری که آن ها هم به مشتریانشان پیشنهاد دهند به جای خرید انواع و اقسام تقویم‌ها و سررسیدهای کوچک و بزرگ که امروزه با در طرح‌ها و رنگ‌های متنوعی به چاپ می‌رسند، کتاب‌هایی را انتخاب کنند که یا از پرفروش‌های سال به شمار می‌روند و یا به تازگی وارد بازار نشر شده‌اند. مهم این است که ما هدیه‌ای را انتخاب کنیم که بیشترین فایده را داشته باشد.


عیدی کتاب به‌نفع کودکان معلول


عیدی کتاب به‌نفع کودکان معلول

Tisa_djevojcica

طرح خرید و هدیه بسته‌های فرهنگی کتاب در آستانه نوروز باستانی، به نفع آسایشگاه کودکان معلول اجرا می‌شود.

به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، براساس تفاهم‌نامه انتشارات آرادمان با یک حامی فرهنگی، در طرح «عشق و آینه»، بسته‌های کتاب در حوزه‌ی ادبیات و روان‌شناسی، در دو سطح تهیه شده است که کل صددرصد وجه پرداختی بابت هر بسته، به‌شکل لوازم بهداشتی و اقلام غذایی، به یکی از آسایشگاه‌های کودکان معلول در شرق تهران اهداء خواهد شد.

بنا بر این گزارش، بسته‌ی «کاخ رؤیاها» به‌بهای 50 هزار تومان، حاوی دست‌کم 55 هزارتومان کتاب‌های مختلف (10 درصد تخفیف قیمت پشت جلد) و بسته‌ی «نوبت ماهیگیری» به‌بهای 100 هزارتومان، حاوی دست‌کم 125 هزارتومان کتاب‌های مختلف (20 درصد تخفیف قیمت پشت جلد)، بسته‌های فرهنگی تعریف‌شده در این طرح هستند که ارسال آن‌ها به نشانی‌های تهران، به‌صورت رایگان و خارج از تهران و نیز خارج از کشور، به‌شکل 50 درصد هزینه‌ پست سفارشی محاسبه خواهد شد.

40244150212252109146317425427182362225440

این طرح که تا پایان اسفندماه برقرار خواهد بود، با این شعار فعالیت می‌کند: کتاب عیدی بدهید و با یک تیر، چند نشان را هدف بگیرید.

نحوه سفارش در طرح «عشق و آینه»، از طریق پست الکترونیکی: aradman.pub@gmail.com ، شماره تلفن 09122242902 یا تلگرام و اینستاگرام انتشارات آرادمان: instagram: aradmanpub و telegram: @aradmanpub انجام خواهد شد.

پیش‌تر، طرح‌هایی چون سین هشتم، دیوار مهربانی و خیریه اسفندگان کتاب، توسط فعالان فرهنگی اجرا و عواید آن، به اقشار نیازمند حمایت جامعه تخصیص یافته است.

 Main101.gif